آلمان که از نظر شرایط اقلیمی کلاً کشوری با آب و هوای ابری و بارانی است با سرمایه گذاری و تبلیغات وسیع رفته رفته دارد تبدیل میشود به بزرگترین حامی صنعتی و تولید کننده سلولهای خورشیدی در جهان برای تولید انرژی. همینطور بر اساس تصمیمی که دولت آلمان آنرا از سال ۲۰۰۰ میلادی به اجرا گذشته تمام راکتورهای اتمی خودش را هم دارد بمرور زمان از فعالیت خارج میکند بطوریکه هیچ راکتور هسته ای دیگر مجوز ساخته شدن یا نصب شدن در آلمان را ندارد. آنوقت کشوری مثل ایران که دو سوم آن بیابان است با آب و هوایی که شاید بی اغراق ۹۹ درصد سال آفتاب مطلق است دارد میرود دنبال انرژی پر دردسر و گران هسته ای که هم از نظر زیست محیطی کلی دردسر ساز هست و در دراز مدت آینده ای در جهان ندارد و هم از نظر سیاسی این همه دردسر ساز و پر هزینه هست.
درسته که بازدهی نیروگاههای خورشیدی در حال حاضر به پای نیروگاههای اتمی نمیرسد ولی سرمایه گذاری بر روی انرژی هستهای مثل این هست که کسی فقط نوک بینی خودش را ببیند غافل از اینکه در دو قدمی او یک دره قرار دارد. چرا کشوری مثل آلمان که ۵۰ سال انرژی هستهای تولید کرده بعد از این همه تجربه و تحقیق بالاخره عطای آنرا به لقایش بخشیده و رفته سراغ انرژیهای جایگزین؟
تکمیلی: یک روز بعد از این نوشته خبری خواندم در مورد کمپانی نانوسولار که به کمک تکنولوژی جدیدی که برای چاپ سلولهای خورشیدی بر روی صفحات آلومینیومی اختراع کرده میتوانند قیمت تولید برق را به زیر ۱ دلار برای هر وات کاهش بدهند. قیمتی که در حال حاضر کمتر از زغال سنگ است. بنیانگذاران گوگل هم از سرمایه گذارهای اولیه این شرکت هستند. ماه پیش هم گوگل پروژه انرژیهای تجدید شدنی خود (RE<C) را آغاز کرد.
مجله ساینتیفیک امریکن هم در شماره ژانویه سال ۲۰۰۸ خود که همین امروز منتشر شد مقاله مفصل و جالبی دارد در مورد طرح بزرگ پیشنهادی پروژه انرژی خورشیدی در آمریکا.