به جناب یوسف خان صاحب وبلاگ با حال «پابرهنه بر خط» قول دادم که در مورد بازی جدید آرزوها و ترسها بنویسم. آرزوها و ترسهای شخصی بماند برای وقتی دیگر ولی یک آرزو و یک ترس دارم که فکر میکنم آرزو و ترس عده بیشماری باشد.
آرزو دارم که ایران آباد، مترقی و قانونمند، در ردیف کشورهای جهان اول باشد؛ و میترسم که روز بروز بر انزوای ایران افزوده شود و پیکر نیمه جان و خسته مام وطن توان تحمل ضربههای ناجوانمردانه و نابخردانه تهیمغزان داخلی و بدخواهان اجنبی را نداشته باشد.
خیلی ممنون نادر عزیز. راست میگی، این آرزو و این ترسی که نوشتی، یکی از آرزوها و ترسهای خودم هم هست.
والله، من آرزومندم كه همۀ آرزوهای بحقّ ِ آدمها برآورده بشه، الهی آمین.
امّا در موردِ بیانِ ترس حسابی مشکوکم، چرا که معتقدم "هر چه رو که منع کنی، همون چيز نصيبت ميشه." یا اینکه به زباني ديگر مشمولِ "Law of attraction in action" بشه. درسم رو خوب ياد گرفتم، جنابِ دكتـر؟!؟!؟!
در ضمن، من يـه تشكّر ِ اساسي بطه شما، بابتِ معرفي كدنِ فيلمِ خيلي جالبِ "Secret"، بدهكارم نادر ِ عزيز.
مشیانه عزیز: فوق العاده حرف حقی است. دقیقاً همان قانونه که گفتین!
خواهش میکنم. من هم از آن فیلم خیلی خوشم آمد.
و مي دونيد نكتۀ جالبِ توجّه برایِ من این بود که دانشمندان و محققین ِ غرب در این دوره و زمان با وجودِ اینهمه پیشرفت در زمینۀ تکنولوژِی به نتایجی رسیده اند که مولوی، با وجودِ محدودیتها و امکاناتِ 800 سالِ پیش، رسیده بود. مثلاً، اونجائیکه بشر رو با خـدا یکی میدونند!