خیلی وقتها آدم با غریبه ها مهربانتره و با احترام بیشتری رفتار میکنه تا خودیهایی که میشناسشون. فرض کنید دوتا کیسه جنس خریدهاید و یکی از آنها یک دفعه پاره بشه بریزه زمین. اگر یک آدم غریبه بیاد به شما کمک کنه تا آنها را جمع کنید، چقدر از آن فرد تشکر می کنید و آنرا نشانه مهربانیاش میدانید و خودتان را مدیون او میدانید و سعی میکنید یک جوری این محبتش را جبران کنید. اما اگر همین کمک را همسر یا برادر یا مادرتان که دارد با شما راه می رود به شما بکند آیا باز هم به همان اندازه قدردان آن محبت آنها خواهید بود؟ مسلماً نه. چون ما از غریبه انتظار نداریم به ما کمک کند و کمک او به ما نشانه محبتش به ما تلقی میشود ولی از کسیکه میشناسیمش بیشتر انتظار داریم و انجام آن محبت و کمک را شرط دوستی و خیرخواهی او قرار دادهایم در پس زمینه ذهن خودمان و اگر این کمک و محبت را نکند جای سوال برای ما خواهد داشت.
همه مشکل از سر همین کلمه انتظار بوجود میآید. «انتظار» یک بار منفی دنبال خودش دارد. به نظر من اگر ما یاد بگیریم که در لحظه لحظه زندگیمان محبتها و کمکها و دوستیها و مهربانیهای عزیزترین کسانی که در اطرافمان هستند را تشخیص دهیم و آنها را قدر بدانیم و این قدردانی را هم بصورت زبانی و هم بصورت عملی همیشه ابراز کنیم همانطور که برای یک آدم غریبه ابراز میکنیم، نتیجه این کار آنچنان بصورت متوالی رابطهها را به نحو غیر قابل تصوری تقویت میکند. حالا این ارتباط میخواهد بین زن و شوهر باشد یا بین فرزند و پدر مادر یا بین برادر و خواهر و یا حتی دو دوست. هر بار ابراز قدردانی در برابر کوچکترین محبتها و احترام متقابل باعث ایجاد یک روحیه مثبت در طرف متقابل میشود که بنوبه خود منجر می شود او هم بیشتر سر شوق بیاید و محبت و قدردانیاش را بیشتر کند چون می بیند که او چقدر برای آن فرد مهم است و محبتش تشخیص داده شده. این یکی از مهمترین فاکتورهای ایجاد رابطه عاطفی و دوستانه عمیق بین انسانهاست که متاسفانه اکثراً نادیده گرفته میشود. البته باید برای دستیابی به این احساس و این طرز تفکر و برخورد خیلی تمرین کرد تا به صورت ضمیر ناخودآگاه آدم در بیاید.
بعنوان تمرین هم که شده سعی کنید ببینید در طول یک روز یا یک هفته چند بار دوست یا برادر یا همسر یا پدر مادرتان به شما محبتی کردهاند یا کاری انجام دادهاند که اگر غریبه این کار را انجام داده بود خیلی از او ممنون میشدید و از او قدردانی میکردید و تصویر مثبتی از اینکار او در دل خود ایجاد میکردید. بعد سعی کنید به همان اندازه قدردانی را برای کارهای آنان به زبان بیاورید و در دل خود آن محبت را واقعاً احساس کنید و ممنونش باشید حتی اگر در آغاز بی معنی بیاید. اگر مادر شما یا همسرتان برایتان یک استکان چای آورد به همان اندازه از او باید تشکر کنید و احترام بگذارید که برای یک آدم غریبه احترام می گذارید و از او تشکر میکنید. از این کار به این کوچکی بگیرید تا به کارهای بزرگ و محبتهای بیدریغی که از عزیزان و دوستان اطراف خودمان میبینیم هر روز و از کنار آنها بیتوجه میگذریم.
این کار را امتحان کنید و نتیجه خارقالعاده آنرا در روابط خود با دوستان و نزدیکان و عزیزان خودتان ببینید.
البته این انتظار از اینجا هم ناشی میشه: "لطف مکرر میشه حق مسلم". از خیلی وقت پیش امتحان کردم این کار رو و حالا دارم اثرش رو روی پسرم میبینم، با اینکه فقط دو سالشه اما متوجه این چیزها میشه و تشکر میکنه!
البتّه عكس ِ اين موضوع هم دقيقاً صادق ِ. مثلاً وقتي از غريبه ها قدرداني ميكني، حتماً جوابِ you're welcome دريافت ميكني (البتّه غير از مواردي كه Hummmm در عوض ميشنوي، كه خـُدا ميدونه شنيدنِ اون درست به اندازه’ شنيدنِ يه فـُحش برايِ من ناخوشايندِ!). ولي از اطرافيان و نزديكان خيلي به ندرت، شايد هم اصلاَ، خواهش ميكنم رو دريافت نميكني.
بنابراين، من به اون توصيّه شما ميافزايم، كه همانگونه كه قدرداني رو ميبايد امتحان نمود. بلكه قدر ِ قدر دان رو دانستن هم بايد به اون اضافه نمود!!
درضمن، مرسي از آهنگِ انتخابيتون كه از خوانندگانِ محبوبِ بنده ست.
به یوسف عزیز: آفرین به شما که راه درست را داری به پسرت یاد می دهی. این چیزی که شما گفتی هم در واقع باز از همان انتظار ناشی می شه. یعنی لطف و محبت مداوم از دید دیگران تبدیل میشه به وظیفه. بعضی از عزیزانی در کنار ما هستند که چه قدر زحمات و محبتها و کمکهاشون را بدانیم یا ندانیم باز هم به ما کمک و محبت می کنند. منظور من از این نوشته بیشتر این بود که این کمکها و محبتهای این افراد را تا دیر نشده در اطراف خودمان تشخیص بدهیم و قدردانی خودمان را ابراز کنیم. در آنصورت هست که این عزیزان هم به سر وجد می آیند و چرخه محبت کردن و محبت دیدن تکمیل می شود.
به مشیانه عزیز: قبول دارم حرفتان را. خیلی توی ذوق آدم می خورد وقتی ابراز قدردانی آدم بی پاسخ گذاشته بشود. همه انسانها مثل هم نیستند و روحیه ها و اخلاقهای مختلفی دارند. همانطورکه در توضیح کامنت یوسف گفتم بیشتر منظور من به کسانی است که بدون انتظار به ما کمکها و محبتهای مداوم کوچک و بزرگ می کنند و ما آنها را چه بسا نادیده می گیریم. این افراد را باید دریابیم. علی الخصوص پدر مادر، همسر، فرزند و برادر و خواهر.