October 31, 2006

فعالیت زمستانی مریخ نورد اسپریت

Courtesy of NASA/JPL
در حالیکه در ماه اخیر مریخ نورد آپورتونیتی با رسیدن به دهانه ویکتوریا که بزرگترین دهانه شهابسنگی است که تا حالا از نزدیک توسط یک روبات از نزدیک بررسی شده است خبر ساز شد، مریخ نورد اسپریت بدلیل همزمانی فصل زمستان در نیم کره جنوبی مریخ تقریباً در یک نقطه ثابت پارک شده بود. ولی این باعث نشد که اسپریت بیکار بنشیند. در خلال مدت چهار ماه (نیمه آوریل تا نیمه آگوست)، اسپریت حدود 1400 عکس با وضوح بالا از منطقه McMurdo گرفته که حجم آنها روی هم حدود 500 مگابایت شده. این تصویرها بدون فشرده سازی و با استفاده از 7 فیلتر نوری مختلف گرفته شده اند. نتیجه ترکیب همه این تصاویر، یک عکس پانورامای 360 درجه از سطح مریخ است که از نظر میزان دقت و وضوح، از هر عکسی که تا به حال از مریخ گرفته شده بالاتر است! اگر اینترنت پرسرعت دارید این عکس را دانلود کنید و خودتان ببینید و قضاوت کنید. جزئیات این تصویر غیر قابل باور است. 

- تصویر اصلی (حجم 87 مگابایت)- در این تصویر رنگها واقعی هستند. گرد و غباری که در طول 2 سال اخیر روی سلولهای خورشیدی اسپریت نشسته بخوبی قابل مشاهده است.
- لینک تصاویر کوچکتر در صفحه مربوط به فوتو ژورنال سیاره ای
- لینک تصاویر و توضیحات مربوطه در سایت JPL

Posted by Nader at 03:14 PM | Comments(1) Balatarin

October 30, 2006

بلا روزگاریه عاشقیت

«سوته دلان»
مجيد ظروفچي (بهروز وثوقي) در اتاق با خرت و پرت هايش ور مي رود و با خود حرف مي زند:

"مجيد پنزر خنزره، توپ داغونم نمي كنه، چش شيطون كر، توپ توپم، اين مال و منال مفتي، همچي هلو بر تو گلو گير نيومد، حاصل يه عمر جوب گرديه، آقامون ظروفچي بود، خودمون شديم جوب چي، جوب چي، آقا مجيد ظروفچي جوبچي،... هه هه هه ميخ زنگ زده، زنجير زنگ زده، تارزان زنگ زده، ساعت زنگ زده، حواستو ضرب كن ، جمع كن، ساعت زنگ زده ديگه زنگ نمي زنه، چون زنگاشو زده،...داداش حبيب، ما داداشيم، از يه خميريم، اما تنورمون عليحده ست، تنور شما عقدي بود مال ما تيغه اي صيغه اي، كله شما ها شد عين نون تافتون گرد و تلمبه قلمبه، كله ما شد عين نون سنگك. خوب شد كه بربري نشديم... آقا مجيد. تافتونيا، اون طرفيا، اون وريا، همونايي كه بعد چله آقات تو رو انداختن تو اين اتاق يه دري، همه ي اين ثروتو ضبط مي كنن.
...داداش حبيبم يه نفره تو اونا، غربتيا يه لشگرن. جخ سر داداش حبيبم مثل سر اونا تافتونيه، نه سنگكيع با اونا تنيه، با من ناتنيه، با اونا تنيه با من ناتنيه، تن تن تنيه نا تن تنيه، تن تن تني ، نا تن تني، ناتن تني ...دنگ،... ؟آقا مجيد، اگر غربتيا بر گشتن گفتن جوبچي لجن جمع كنه، بگو دامادتون كه دواتچيه، ليقه دوات جمع مي كنه. به هر چي نه بدتر آدم دروغگو دشمن خداست، اي واي كه چقدر دشمن داري خدا، دوستاتم كه مائيم، يه مشت عاجز عليل ناقص عقل، كه در حقشون دشمني كردي."

Posted by Nader at 03:03 PM | Comments(1) Balatarin

October 26, 2006

LibraryThing

وب سایت LibraryThing جایی است که می‌توانید برای خودتان کتابخانه مجازی شخصی‌ درست کنید و کتابهایتان را در آن لیست کنید و آن لیست را با دیگران به مشارکت بگذارید. همینطور می‌توانید برای کتابها کامنت بگذارید و کامنتهای دیگران را در مورد همان کتاب بخوانید.

یکی از مزایای این سرویس این است که به شما می‌گوید چند نفر دیگر هر کتاب را در کتابخانه خود دارند و بعد شما می‌توانید کتابخانه آنها را نگاه کنید و ببینید که آیا کتابی توجه شما را جلب می‌کند یا نه. وقتی از این طریق به کتابخانه دیگران سر می‌زنید احتمال پیدا کردن کتابهای جالب در کتابخانه دیگران خیلی زیاد است چون هر دو شما حداقل یک کتاب مشترک داشته‌اید و این احتمال آنکه علاقه‌مندی‌تان در مورد آن موضوع یکسان باشد را زیاد می‌کند.

متاسفانه فعلاً فقط کتابهایی که در آمازون و کتابخانه کنگره لیست شده‌اند را می‌شود لیست کرد. اگر روزی کتابخانه ملی ایران هم خروجی درست و حسابی از کاتالوگ کتابهای خود بصورت آنلاین ارائه کند شاید بتوان آنها را به این وب‌سایتها اضافه کرد. در ضمن این ایده جالبی است برای بچه‌های نرم‌افزار کار در ایران که شبیه این کار را برای کتابهای فارسی انجام بدهند. مطمئن هستم خیلی طرفدار پیدا می‌کنه.

این هم کتابخانه مجازی من در LibraryThing (که البته هنوز کامل نشده).

Posted by Nader at 09:03 PM | Comments(3) Balatarin

October 18, 2006

دفتریادداشت گوگل و ...

1 - سرویس جدید «دفتر یادداشت گوگل» یکی از مفیدترین ابزارهاست برای تحقیق و یادداشت برداری آنلاین. مدتها بود که دنبال یک چنین چیزی می گشتم. فرض کنید شما در خلال مرور وب به صفحات مختلفی می‌رسید و یک پاراگراف از یک صفحه توجه شما را جلب می‌کند و می‌خواهید آنرا در جایی ذخیره کنید. همه کسانی که قبلاً از روش بوک‌مارک کردن برای این منظور استفاده می‌کردند می‌دانند که چقدر بازدهی پایینی دارد و چقدر مشکل می‌شه دوباره اطلاعات را پیدا کرد مخصوصاً وقتی تعداد بوک‌مارکها خیلی زیاد شده باشند. بوک‌مارک کلاً ابزار مناسبی برای مراجعه مکرر به یک وب سایت است نه برای یادداشت برداری. مضافاً اینکه شما نمی‌توانید فقط یک قسمت از صفحه را بوک‌مارک کنید و کل صفحه بوک‌مارک می‌شه.

 ولی در سرویس جدید Google Notebook بعد از نصب روی سیستم می‌توانید متن یا تصویر مورد نظرتان را با ماوس انتخاب کنید و بعد از کلیک سمت راست ماوس آن متن را به دفتر یادداشت گوگل اضافه کنید. همراه با این یادداشت، آدرس صفحه اصلی هم بصورت اتوماتیک ذخیره می‌شه و شما می‌توانید کامنت و توضیحات خودتان را هم در زیر آن یادداشت با رنگهای مختلف اضافه کنید.

می‌توانید دفتریادداشتهای مختلف با نامهای متفاوت هم ایجاد کنید در مورد موضوعاتی که نیاز دارید. خلاصه خیلی ابزار خوب و مفیدیه و به نظر من در عمل از برنامه Onfolio مایکروسافت بهتره.   البته الآن نسخه بتای آن در دسترس هست که کمی با تنظیم پاراگراف در زبان فارسی مشکل دارد ولی کاملاً یونی کد را پشتیبانی می‌کند. در ضمن هم با اینترنت اکسپلورر کار می‌کند و هم با فایرفاکس. بعد از نصب هم یک آیکون دفتر یادداشت کوچک در گوشه پائین سمت راست مرورگر ظاهر می‌شود که محل یادداشتهای شماست.

2- سرویس بوک‌مارک گوگل هم خیلی مفید و جالبه. با استفاده از آن شما هرجا که بروید به تمام بوک‌مارکهای خودتان دسترسی دارید. مخصوصاً برای کسانی که در خانه و محل کار از دو کامپیوتر مختلف استفاده می‌کنند یا زیاد به مسافرت می‌روند خیلی مفید خواهد بود. جدیداً می‌شود  بوک‌مارک گوگل را به تولبار گوگل هم اضافه کرد که استفاده از آنرا فوق‌العاده آسانتر می‌کند. 

3- Windows Live Writer هم که مایکروسافت ارائه کرده خیلی کار وبلاگ نویسی و فرمت کردن متن را راحت کرده. بر روی ویندوز نصب میشه و کاملاً مووبل تایپ  و CSS را حمایت می‌کند. فقط نسخه بتای آن فعلاً قابل دسترسی است.  

Posted by Nader at 03:13 PM | Comments(4) Balatarin

October 07, 2006

کنسرت

دیشب کنسرت پریسا و گروه دستان در سن دیگو به مناسبت جشنهای مهرگان بود. آلبوم جدید «گل بهشت» را اجرا کردند. مدت خیلی زیادی بود که صدای پریسا را نشنیده بودم. برایم صدایش متفاوت بود. هنوز هم  آواز اصیل ایرانی را با قدرت و مهارت اجرا می‌کند.

برای اولین بار هم بود که ساز «کوزه» را می‌دیدم. بهنام سامانی آنرا می‌زد و خیلی جالب بود صداش. دقیقاً شکل یک کوزه کروی بود که در کنار آن به اندازه یک دایره بیست سانتی سوراخی وجود داشت و روی سوراخ با یک صفحه نازک از جنس پوست پوشیده شده بود. ظاهراً از سازهای منطقه جنوب ایران است.

Posted by Nader at 10:19 PM | Comments(2) Balatarin