برداشتهای تلگرافی از یک سفر ۳ هفتهای به ایران بعد از حدود ۶ سال:
۱- ورود و خروج از نظر گمرکی خیلی منظمتر شده. سیستم تکنیکی فرودگاه مهرآباد هنوز عقبافتاده است (مخصوصاً سوار و پیاده شدن از هواپیما).
۲- مثل مور و ملخ توی خیابان موتورسیکلت ریخته!!!!!!!!!! جداً چه خبره؟! تعداد موتور سوارها شاید نسبت به سابق بیشتر از ۱۰ برابر شده باشد!
۳- وضع ترافیک تهران یک فاجعه به تمام معناست! رانندگی مردم در این شهر به شامبورتی بازی بیشتر شباهت دارد. تهران تبدیل شده است به یک جنگل واقعی. اوج بیفرهنگی را در رفتار وحشیانه مردم بهنگام رانندگی میشود مشاهده کرد.من خودم سابق در همین شهر رانندگی میکردم ولی الآن دیگر وضع واقعاً از کنترل خارج شده.
۴- گرانی بیداد میکند (برای قشر حقوق بگیر و متوسط جامعه، وگرنه برای مسافر خارجی که میخواهد دلار خرج کند ایران ارزان هم هست).
۵- اکثریت مردم بیخیال سیاست شدهاند. مردم خسته و نا امید از آینده فقط بدنبال پول هستند، همین و بس.
۶- خیلی از خانهها آنتن ماهواره دارند.
۷- هلو انجیری کیلویی ۲۰۰۰ تومان! (تازه خوب هم نبود)
۸- کارت اینترنت سپنتا در ایران (وابسته به تکتا- صدا وسیما) هات میل را فیلتر میکند!
۹- تهران از ازدیاد جمعیت در حال انفجار است.
۱۰-....بقیه مطالب بماند برای فرصتی دیگر.
agha mobarake belakhare bargashtid va man ham harooz inja ri check mikardam:-)
تو عجب خر تو خري زندگي مي كنم و خبر ندارم !!!
سلام...بار اول بود كه وبلاگتون را مي ديدم...وبلاگه خوبي داريد...و اينكه اگه بيشتر ميموندي خيلي بيشتر مينوشتي...!؟!؟
به والله اين مرز پرگهر همان است كه ديديد و چقدر هم دقيق و چقدر تلخ... مثل واقعيت.