August 10, 2004

سرزمین مسطح: افسانه‌ای از دنیاهای چند بعدی

در سال ۱۸۸۰ میلادی، ادوین اَبُت یک داستان علمی تخیلی منتشر کرد بنام «سرزمین مسطح: افسانه‌ای از دنیاهای چند بعدی». این داستان در مورد سرگذشت یک مربع در دنیای دوبعدی است که بطور غیرمنتظره‌ و ناگهانی یک کُره از جهان سه‌بعدی را ملاقات می‌کند و تمام برداشتهایش از زندگی و معنی و مفهوم آن عوض می‌شود و به اصطلاح انقلابی فکری در وجودش بوجود می‌آید. اما هیچکس حرفهای او را قبول نمی‌کند و همه او را دیوانه می‌پندارند.

قسمت اول کتاب، که شامل چند فصل کوتاه است، بطور مختصر در باره خصوصیات سرزمین مسطح از قبیل آب و هوا و شکل خانه ها، معرفی مرد و زن و بچه ها، نحوه ارتباط و دیدن اشیاء، مفهوم رنگ و صوت، و دولت و طبقه کشیشان صحبت می‌کند. مردم سرزمین مسطح مانند مردم عادی دارای جنسیت هستند و بچه‌دار می‌شوند. آنها در خانه‌های پنج ضلعی زندگی می کنند و طبقات اجتماعی مختلفی در بین خود دارند.

در سرزمین مسطح، زنها یک خط نازک و نوک‌تیز هستند و مردهای معمولی مثلثهای متساوی‌الساقین باریک هستند. هرقدر مردهای مسطح تکامل یافته‌تر باشند و درجه و سطح اجتماعی آنها بالاتر باشد به تعداد اضلاع آنها اضافه می‌شود. بچه یک زن و مرد عادی چون تکامل‌یافته تر خواهد بود یک مربع می‌باشد و بچه یک مربع و یک زن یک پنج ضلعی خواهد بود. در واقع درجه تکامل با زاویه داخلی چند ضلعی نسبت مستقیم دارد. وقتی افراد به درجه عالی از تکامل رسیدند تعداد اضلاع آنها آنقدر زیاد می‌شود که بمانند دایره بنظر می‌آیند. دایره‌ها مهمترین افراد جامعه هستند و دولت را تشکیل می‌دهند.

خانه‌های سرزمین مسطح دارای پنجره نیست چون همه جا روشن است و هیچکس نمی‌داند چرا؟! یکی از نکات مهم در طراحی خانه‌ها اینست که برای ورود و خروج زنها و مردها دربهای جداگانه تعبیه شده. دلیل آن هم اینست که چون مردم سرزمین مسطح دید محدودی دارند و فقط در دو بعد می توانند یکدیگر را ببیند، اشیاء نوک تیز مثل زنها می‌توانند بسیار خطرناک باشند و بدون دیده شدن به مردها برخورد کرده و آنها را هنگام ورود و خروج از خانه بکشند. پیش از این چون مردهای زیادی جان خودشان را به این صورت از دست داده بودند دولت استفاده از درهای مجزا برای مردها و زنها را در خانه ها اجباری اعلام کرد و از آنزمان به بعد تلفات پایین آمده.

در قسمت دوم کتاب، قهرمان داستان یعنی مربع یک خوابی می‌بیند که در آن به سرزمین یک بعدی سفر کرده و هر چه می‌خواهد به مردم آنجا بفهماند که دنیایی که آنها در آن زندگی می‌کنند تنها حالت ساده‌ای از یک دنیای دیگر است موفق نمی‌شود. بعد از آن خواب بود که ناگهان یک واقعه عجیب برای مربع رخ داد و در جلوی چشمانش یک دایره از غیب ظاهر شد و اندازه‌اش رفته رفته بزرگ و بزرگتر شد. دایره خود را یک کُره معرفی کرد و گفت من از سرزمین سه بعدی می‌آیم و تو تنها سطح مقطع مرا می‌بینی. اما این حرف برای مربع قابل درک نبود. بحث و جدل مربع و دایره در کتاب بالا می‌گیرد تا اینکه کره با تشابه وضعیت خودش با خوابی که مربع قبلاً در مورد سرزمین یک بعدی دیده بود توانست خیلی مطالب را در مورد جهان فضایی که در آن زندگی می‌کند به مربع توضیح دهد. مربع با اینکه آنها را نمی‌توانست حس کند ولی خوب فهمید.

بعد از این ماجرا معلوم شد که کُره‌های دیگری هم به سرزمین مسطح سر زده بودند و افراد دیگری از مردم عادی را از واقعیت مطلع کرده بودند. اما جامعه چون نمی توانست حرف آنها را هضم کند آنها را دیوانه قلمداد کردند و دولت دستور داد همه آنها را نابود کنند. وقتی مربع ماجرای گفتگوی خود با کُره را به همسرش گفت، همسرش خیلی ترسید و او را از بازگویی آن بر حذر داشت. مربع یک نوه شش ضلعی داشت که خیلی باهوش بود و همیشه سوالهای عجیب از او می کرد و حتی شب قبل از دیدار او و کُره سوالی در مورد امکان وجود سرزمین فضایی از پدربزرگش پرسیده بود. مربع ماجرایی که برایش اتفاق افتاده بود و نحوه شهود حقیقت بوسیله کره را تنها به نوه اش گفت به امید آنکه او که متعلق به نسل آینده است بعداً بتواند با بالا رفتن فهم و شعور و دانش در سرزمین مسطح این مطالب را به دیگران اعلام کند.

نسخه کامل و رایگان این کتاب به زبان انگلیسی را می‌توانید از کتابخانه الکترونیکی پروژه گوتنبرگ دریافت کنید.


To
The Inhabitants of SPACE IN GENERAL
And H. C. IN PARTICULAR
This Work is Dedicated
By a Humble Native of Flatland
In the Hope that
Even as he was Initiated into the Mysteries
Of THREE Dimensions
Having been previously conversant
With ONLY TWO
So the Citizens of that Celestial Region
May aspire yet higher and higher
To the Secrets of FOUR FIVE OR EVEN SIX Dimensions
Thereby contributing
To the Enlargement of THE IMAGINATION
And the possible Development
Of that most rare and excellent Gift of MODESTY
Among the Superior Races
Of SOLID HUMANITY

Posted by Nader at August 10, 2004 02:45 PM | Balatarin
Comments

بايد دقيق بخونم....

Posted by: saleh at August 11, 2004 12:16 AM

خیلی از مطالب جالب و اساسی فلسفی میتونن به همین سادگی بیان بشن. ولی خیلی جالبه که ما همیشه باورمون نمیشه.
مطلب خیلی جالبی بود.

Posted by: آدم at August 11, 2004 02:59 AM

سلام ، دوست عزيزم.
خيلي لذت بردم. مطلب خيلي جالب عنوان شده ، اما بديش اينه كه هر كسي بر اساس ظن شخصي، مي تونه هر چيزي رو با اين تمثيل تطبيق بده و بعد نتيجه گيري كنه. دو تا نمونه اش كه البته من نه رد مي كنم و نه تائيد:
١- اين عقيده كه عرفا معتقدند دنيا و اشياء اون صورت ظاهري و جلوه اي از حقيقت هستند نه خود اون. اگه اشتباه نكرده باشم، فلسفه افلاطوني قديم و نو هم با اندك تفاوتهائي با همين تفكر موافق هستند.

٢- مدعيان پيامبري همگي هر چه از عالم غيب آورده اند، راست بوده و ما آنها را بي جهت ديوانه پنداشته ايم. حالا بيا و ثابت كن مسيلمه كذاب ، يا اسود عنسي ، يا خانم سجاح از تبار بني تميم كه همزمان با محمد ادعاي پيامبري الله رو كردند و هر يك فتوحاتي هم داشتند قصدشون فريب بوده و محمد قصدش خير بوده !

اينطوري ، فقط مي تونم بگم كه داستانش واقعاً جالبه، اما اينكه نويسنده چي مي خواد بگه ، بايد اونو به شيوه ديگه اي اثبات كنه.

باز هم بحث فلسفي مطرح شد و يادداشت من شد وراجي . از همه عذر مي خوام. //

Posted by: Behrooz at August 11, 2004 08:41 AM