یکبار ایران که بودم یک تاکسی زد به ماشینم و رفتیم اداره راهنمایی و رانندگی نزدیک محل تصادف. بعد از مدتها انتظار وقتی نوبتمون شد و رفتیم توی اطاق، یک سرهنگ 2 نشسته بود با یک دل راحتی برای خودش یک غُلپ نوشابه می خورد، پنج دقیقه داستان تعریف میکرد و غُر میزد و در نهایت یک کلمه توی فرم می نوشت و بعد دوباره از اول همین کار را تکرار میکرد. اعصابمون را خراب کرده بود ولی یکی از غُرغُرهایی که می کرد و جالب بود این بود که میگفت تمام این مشکلاتی که ما ایرانیها امروز در مورد ترافیک و اتومبیل و تصادفات و غیره داریم بخاطر اینه که ما اتومبیل را از خارج آوردیم توی ایران ولی فرهنگ استفاده صحیح از آنرا نیاوردیم. اینها بجای اینکه اتومبیل را آوردند باید اول به همون درشکههای موجود دوتا چراغ راهنما وصل میکردند و بجای لوله اگزوز یک چیزی وصل میکردند به اسب درشکه که فضولاتش نریزه توی خیابان و خلاصه همان درشکهها را اول upgrade میکردند تا فرهنگ استفاده از این چیزها خوب جا بیفته بعد ماشین را وارد کنند.
وقتی آدم خوب فکر میکند میبیند که این حرف تا مقدار خیلی زیادی صحیح است. کلاً هر نوع تکنولوژی که بصورت وارداتی باشد احتیاج به آمادگی فرهنگی برای استفاده صحیح از آن دارد و هر قدر کشوری از نظر تولید علم و دانش مرتبط با آن تکنولوژی عقبمانده تر بوده باشد، خطر اینکه از آن تکنولوژی صحیح استفاده نشود هم بیشتر خواهد بود.
وقتی یک تکنولوژی بصورت بومی تکمیل می شود این امر بمرور زمان صورت میگیرد و جامعه کمکم با ابعاد مختلف آن آشنا میشود و خود را برای استفاده صحیح از آن آماده میکند. در مقابل وقتی کشوری از یک تکنولوژی مهم و در عین حال جذاب و تاثیر گذار کاملاً دور بوده باشد، بمحض وارد کردن آن تکنولوژی بدلیل افزایش بیش از حد تقاضا، گسترش تکنولوژی جدید با سرعت فوقالعاده زیادی در مدت کوتاهی انجام میپذیرد و درعمل مانند یک شوک به جامعه میباشد بدون آنکه عموم مردم هنوز تمرین و آمادگی لازم برای هضم و برخورد صحیح با این تکنولوژی را داشته باشند.
مثال اتومبیل یک نمونه واضح این مساله بود. زمانی که اتومبیل برای اولین بار به ایران آمد صنعت ایران در حد ساخت آفتابه مسی بود. مردمی که تا دیروز با قاطر و الاغ می رفتند اینطرف و آنطرف یک دفعه محاصره شدند با هزاران اتومبیل! همه قاطر ها و الآغ ها را فروختند و رفتند ماشین خریدند ولی خرجینها را دور نیانداختند و گذاشتند پشت شیشه عقب ماشینشان و دو کیلو هم زلمب و زیمبو آویزان کردند به آینه وسط که ماشین جدیدشون چشم نخوره. شب جمعه هم که میشد ماشینی که ظرفیتش چهار سرنشین بود هشت تا آدم بزرگ سوار میشدند و راه میافتادند وسط جاده ها و سرعت که برشون میداشت، کنترل ماشین از دستشون خارج میشد و بجای اینکه بزنند روی ترمز فکر میکردند هنوز سوار همون الاغ خودشون هستند و در عوض فرمان ماشین را آنچنان به نیت افسار الاغ می کشیدند که از جا در میآمد!
اینه داستان غم انگیز و دنباله دارفرهنگ استفاده از اتومبیل در ایران. فرهنگ غلطی که مستقل از تمام تعلیمات و تلاشهای متمرکز دولتی، نسل اندر نسل تا امروز بر جا مانده و به اعتقاد من شدیدتر هم شده.
مثال بارز و جدید دیگر اینترنت است. حدود 6 الی 7 سال پیش که اینترنت برای اولین بار به ایران راه یافت، ایران در زمینه تکنولوژی شبکههای کامپیوتری در حال بوق زدن بود. جامعهای که تا دیروز تمام اطلاعاتی که از دنیای اطراف خودش داشت محدود بود به 3 تا کانال منگول تلویزیونی یکدفعه چشم باز کرد و دید تمام دنیا با یک کلیک جلوی چشمش هست. نه تنها این، بلکه می تواند براحتی با هر کسی در هر نقطه دنیا هم خیلی راحت ارتباط برقرار کند. نتیجه آنهم این شد که ایرانیها دارند رکورد دار همه سرویسهای مختلف دنیا میشوند از نظر میزان استفاده. آفتابه و لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی. گیریم که ما رکورد تمام سرویسهای ایمیل و شبکه دنیا را هم داشتیم و هر ایرانی هم یک وبلاگ که هیچی، یک اینترنت پرسرعت داشت تا دم در خانهاش، آیا اینطوری پیشرفته میشویم؟
پیشرفته بودن به این چیزها نیست. پیشرفته بودن به تولید دانش و علم است و فهم اینکه دانش و تکنولوژی مثل گوشواره و النگو نیست که برای زیور و پُز دادن از آن استفاده کرد.
خیلی وقت پیش متنی را از تاریخ بیهقی در مجله ای مطالعه میکردم در مورد ایرانیان باستان به این مضمون که:
... و ایرانیان علم را همچون متاعی میدانستند که میتوان آنرا از بلاد دیگر ابتیاع نمود و در مقابل، اوقات خود را به لطیفه گویی و شعر و خوشگذرانی بگذرانند...
كاملاَ موافقم. اتفاقاَ ميخواستم يه مطلب هم در اين مورد بنويسم!!!
اينجا توي لندن خيابون ها خيلي باريك هستن و اگر دو طرف خيابون ماشين پارك باشه 2 تا ماشيني نميتونن از كنار هم توي خيابون رد بشن و هميشه يكي ته خيابون و يا جايي كه يكم فضا هست واي ميسه تا اون يكي رد بشه بعد حركت ميكنه، در مورد تهران چیزی نمیگم خودتون دیگه بهتر از من میدونید که ملت چه جوری بچه بازی در میارن و خودشون و دیگران رو معطل میکنن!!!
راستي نادر جان در مورد قالب كامنت دونی که گفته بودی ایراد داره من یه ایمیل برات زدم و قالب خودم رو فرستادم، امتحان کردی؟
كاملا موافقم.... هميشه تكنولوزي اومده ولي فرهنگش نه... بعدشهم كه وسيته جا افتاد نميشه فرهنگ اشتباه رو تصحيح كرد ... ضمنا از نظر پر مغزتون براي مطلب آلبر كامو ممنونم خيلي استفاده كردم....
در حالت كلي با نظر شما موافقم كه بايد فرهنگ هر چيزي قبل از خودش وارد كشور بشه. در مورد اينترنت نظر ديگه اي دارم. به نظر من توسعه اينترنت و رايانه د رخانواده هاي ايراني بسيار خوبه. چه از نظر توسعه دانش در بين اقشار مختلف و چه از نظر توانائي اينترنت در ايجاد كار براي افراد. فروشگاههاي اينترنتي را در اوايل كارشان در آمريكا و اروژا در نظر داشته باشيد. هزينه كم راه اندازي اين فروشگاهها. البته قبلو دارم كه يك فروشگاه حرفه اي كمتر از نوع ستني خودش هزينه نداره اما براي شروع بين جامعه ايراني به نظر من مي تونه كمك زيادي بكنه.