June 24, 2004

فیلم

¸ هفته پیش فرصتی دست داد تا فیلم The Day After Tomorrow را که قبلاً هم در باره اش نوشته بودم در سینما ببینم. فیلم در باره وقوع ناگهانی یک عصر یخبندان است. آب شدن یخهای قطب جنوب بواسطه پدیده گلخانه ای باعث بهم خوردن چرخه جریان گلف استریم در اقیانوس اطلس می شود که این بنوبه خود یکسری طوفانهای شدید در نیمکره شمالی را موجب می شود که بالاخره به یخبندان وسیع درتمام قاره ها می انجامد. همانطور که انتظار داشتم، فیلم از نظر جلوه های ویژه و گرافیک خیلی عالی بود و صحنه های طوفانهای سهمگین کاملاً طبیعی می آمد.

این فیلم هم مثل اکثر فیلمهای هالیوودی دارای چند صحنه کلیشه ای و تکه های تماشاچی پسند هست ولی آنچیزی که برای من در مورد این فیلم مهم است پیغامی است که بهر حال به بیننده منتقل می شود. آن پیغام چیزی جز این نیست که ما انسانهای قرن بیست ویکم زندگی مان به مویی بند است. به اینکه در یک کشور پیشرفته زندگی می کنیم یا کشور بدبخت هم ربطی ندارد. وقتی طبیعت در مقیاس جهانی دچار آشوب و ناپایداری به صورت تغییرات جوی شود دیگر خشک و تر را با هم می سوزاند و از بین می برد. ما عادت کرده ایم که کره زمین را همیشه رام و آرام ببینیم در حالیکه تاریخ زمین شناسی نشان می دهد که گذشته زمین اصلاً اینچنین نبوده و مملو از دورانهای بسیار سخت جوی بوده است که براحتی ممکن است تکرار شوند.

این دقیقاً چیزی است که این فیلم آنرا بوضوح نشان می دهد. البته تمامی وقایا در این فیلم در کمتر از 2 الی 3 روز رخ می دهد ولی حتی اگر در طی چند سال هم باشد باز کاری از دست انسانها در مقابله با چنین پدیده جوی ساخته نیست. زندگی ما امروزه شدیداً ماشینی شده و بقای ما به هزاران عامل که بصورت زنجیره ای به هم متصل هستند وابسته است. یک روزی بی توجهی و بی مسوولیتی انسانها در بر خورد با کره زمین و منابع آن گریبان همه ما انسانها را می گیرد. مثل یک زخم که در حال چرک کردن است و اگر چه ممکن است تا چند روزی به کل بدن ضرری نزند ولی در عرض مدت اندکی باعث مرگ خواهد شد.

Posted by Nader at June 24, 2004 12:22 AM | Balatarin
Comments

فيلم رو ديدم به موضوع جالبي اشاره كرده كه مي تونه واقعا پيش بياد با اين وضع گرم شدن زمين ... تمام چيزها به مويي بنده ! مثلا همين امتحاناي من كلي براشون خونده بودم اتمينان داشتم كه بهترين ترمم ميشه از لحاظ نمره ولي يه آبله مرغون بي موقع! 2 تا امتحان از دست رفته يه امتحان نسفه و نيمه و 3 تا درس كه تلمبار شدن تنها چيزايي كه الان برام مونده ! سناریو : رهایی از مشروطی و اخراج!

Posted by: saleh at June 25, 2004 06:54 AM