چند روز پیش در جمعی بودم و در حین صحبت، بحث به مساله روند پیشرفت کشورها کشیده شد. عدهای معتقد هستند که اگر شرایط مناسب برای رشد و ترقی کشوری مثل ایران حتی 50 یا 100 سال دیگر هم تامین شود باز در عرض مدت کوتاهی خواهد توانست عقبافتادگیهای علمی، اقتصادی، اجتماعی و ... را جبران کند و رقیب کشورهای قدرمتند جهان گردد.
استدلال این گروه این است که با آسانتر شدن امکان ارتباط و کوچک شدن مرزها و جهانی شدن، دانش و تکنولوژی و اطلاعات که اساس و بنیان پیشرفت هستند راحتتر به کشورهای عقبمانده منتقل میشوند و عملاً اگر مدیریت لایق وجود داشته باشد عقبماندگیها سریعتر جبران خواهند شد.
اشکالی که چنین نظریهای دارد در اینست که به پیشرفت بصورت استاتیک نگاه میکند در صورتیکه در عمل پیشرفت امری پویا و دینامیک است. بعنوان مثال اگردر ایران یا هر کشور جهان سوم از همین امروز تمام شرایط برای پیشرفت فراهم شود و تمام مردم از دولت خود راضی باشند و کارهای خود را با بازدهی بالا انجام دهند و هیچگونه تحریمی از لحاظ تکنولوژیکی و اقتصادی وجود نداشته باشد، باز ممکن است 20 سال طول بکشد تا به وضعیت فعلی کشوری مثل کره جنوبی از لحاظ پیشرفت برسیم و مطمئناً در عرض این 20 سال هم کرهجنوبی بیکار نخواهد نشست و فاصلهاش را با ما 2 برابر خواهد کرد.
در واقع با وجود برداشته شدن مرزهای بین کشورها از نظر انتقال دانش و اطلاعات، فاصله بین کشورهای پیشرفته و عقبمانده روز بروز بیشتر شده و پر کردن این فاصله بمراتب سختتر و زمانبرتر خواهد شد.
به این مساله باید این نکته را هم اضافه کرد که با وجود گسترش اطلاعات و دانش، کشورهای پیشرفته هنوز اطلاعات و تکنولوژیهای استراتژیک را، که رمز پیشرفت در دو دهه آینده هستند، بصورت انحصاری در اختیارخود دارند. امروزه دیگر مثل 30 سال پیش ساخت یک اتومبیل 4 سیلندر بعنوان میزانی برای تعیین پیشرفتگی یک کشور و تاثیرگذاری آن در جهان محسوب نمیشود. بلکه تکنولوژی تولید سوخت با بازدهی بالا برای موشکهایی که قراراست تجهیزات فضایی استخراج منابع را به ماه منتقل کنند یا تکنولوژی ساخت نیروگاههای گداز هستهای تعیین کننده پیشرفت خواهند بود.
در این معادله زمان عاملی است که نمی توان براحتی از آن گذشت و فکر کرد می توان آنرا بعداً جبران کرد. با روند شتابان گسترش علم و دانش و رشد جمعیت و کاهش منابع غذایی و معدنی، تنها مدت زمان محدودی باقی است تا یک کشورجهان سومی شرایط لازم را برای باقی ماندن در بازی در عرض 50 سال آینده داشته باشد. در غیر اینصورت محکوم به وضعیت فلاکت باری خواهد بود که یک کشور جهان چهارمی در حال حاضر دارد.