January 31, 2004
در باره دو کتابی که اخيراً خواندم

دو کتاب بالا را تنها توانستم بخشهایی از آنها را بطورکامل بخوانم و به کتابخانه برگردانم. تمدید هم نمیشد کرد. کلاً روش استدلال و ارائه مطلب هيچکدام از اين دو کتاب را نپسنديدم ولی بهر حال در هر کدام از آنها مطالب مفيد و جديدی هم بود که قبلاً نمیدانستم.
خیلی ازکتابهايی که اخيراً بوسيله دانشمندان علوم تجربی برای اثبات وجود خدا بعنوان طراح جهان نوشته میشوند، محور اصلی بحثشان را عموماً بر نظریه نسبتاً جديدی بنام طراحی هوشمندانه یا طراحی هدفمند (Intelligent Design) میگذارند. این نظریه مستقیماً میخواهد تعمیم نظریه تکامل تدريجی برای توجيه همه چيز در جهان خلقت را زیر سوال ببرد. براساس اين نظريه، تئوری تکامل تدريجی، که تئوری داروين در مورد سیستمهای بیولوژیکی نمونهای از آنست، تنها برای مجموعههایی صدق میکند که دارای درجه محدودی از پيچيدگی هستند. اگر مجموعهای به اصطلاح دارای پيچيدگی غیرقابل ساده شدن (Irreducible complexity) باشد دیگر نمیتوان پیدایش آنرا با تئوری تکامل تدریجی توضیح داد و باید قبول کرد که نوعی طراحی از قبل تعبیه شده در آن وجود دارد.
مثالهای متعددی در اين زمینه زده شده. شاید ساده ترین مثال غیربیولوژیکی آن مثال تله موش باشد. تله موش بعنوان وسیلهای که بوسیله ما (موجود باشعور) طراحی شده تا کار معینی را انجام دهد یک سیستم غیر قابل ساده شدن است به این معنی که اگر هر یک از اجزاء آن درست کار نکند دیگر کل مجموعه عملکرد خودش را مطلقاً انجام نخواهد داد. به همین طریق کسانی که به اين نظریه معتقدند یک سلول را مجموعهای غير قابل ساده شدن می دانند که نمیتواند با تکامل تدریجی بوجود آید. بعد از اين مرحله اینها استدلال میکنند که پس باید یک طراحی با شعور وجود داشته باشد که همه این مجموعه ها را طراحی کرده باشد.
البته مخالفان هم اشکالات زیادی به این نظریه گرفتهاند منجمله اینکه این نظریه فاکتور تغییرات تصادفی و اصل انتخاب طبیعی در مراحل تکامل را در نظر نمیگیرد به طوری که در تکامل وقتی بر اثر جهش، یک عضو جدید به یک مجموعه اضافه شد و آن عضو باعث بهبود عملکرد کل مجموعه شد، آن در نسلهای بعدی تکرار میشود و بمرور زمان جزء ضروری آن سیستم میشود. مثلاً آن ماهیانی که ابتدا بعضی از سلولهایشان قابلیت تنفس هوای آزاد را پیدا کرد، توانستند به محیط خارج از آب هم بیایند و اگر آن سلولها را هم نداشتند باز زنده میماندند ولی برای نسلهای بعدی و بعدی که دیگر کاملاً به خشکی آمدند، ديگر سلولهای تنفسی ضروری بودند و فقط یک نوع مزیت بحساب نمیآمدند. مسلماً اگر سلول تنفسی را از این موجودات بگیریم خواهند مرد و بر اساس تئوری طراحی هوشمندانه باید این موجودات را غیر قابل ساده شدن و دارای طراح با شعور بدانیم ولی میبینیم که چطور تکامل تدریجی داروین با توجه به تغییرات تصادفی جوابگوی این مساله هست.
شايد بيش از 99 درصد دانشمندانی که وجود خدا یا طراح با شعور را منکر میشوند اساس استدلالشان نظریه تکامل تدریجی است. آنها میگویند پيدایش همه موجودات زنده براحتی بوسیله نظریه تکامل توضیح داده میشود و در زمینه تکامل خود خلقت هم قوانین فیزیک و شیمی کاملاً جوابگوی سیر روند طی شده در خلقت از 14 میلیارد سال تا بحال میباشد.
فعلاً نظر و برداشت خودم را مطرح نمیکنم تا بیشتر روی نقاط ضعف و قوت هر نظریه فکر کنم و مطالعه بیشتری روی آنها انجام بدهم وگرنه نظرم یک نظر صرفاً از روی تعصب و بدون فکر خواهد بود. تنها به ذکر این نکته اکتفا میکنم که بسیاری از استدلالت و تفکرات ما تحت تاثیر محیطی که در آن بزرگ شدهایم و چیزی که به آن عادت کردهایم میباشد که یکی از مثالهای بارز این مطلب برداشت ما از ماهیت خدا است. اگر ما بخواهیم وجود خدا را در این خلقت اثبات کنیم باید ابتدا یاد بگیریم که برداشتمان را با واقعیات جهان خارج تطبیق بدهیم و بدانیم دنبال چه خدایی می گردیم. خدایی که در آسمانها نشسته بر روی یک تخت و نحوه عملکردش تا حد نحوه عملکرد یک انسان خاکی تنزل پیدا کرده باشد قابل اثبات و ردیابی نخواهد بود. باید در جستجوی خودمان برای اثبات خدا آمادگی اینرا داشته باشیم که موجودی که دنبال اثباتش هستیم ممکن است دارای شخصیتی باشد که 180 درجه با تصویری که ما در ذهنمان از خداوند داریم متفاوت باشد. این یکی از مشکلاتی است که در بحثهای اثبات وجود خدا پیش می آید. هر دو طرف سعی در اثبات یا رد چیزی می کنند که با واقعیتهای موجود در خلقت هماهنگی ندارد و نتیجه آن چیزی جز ادعاهای کلیشه ای و غیر منطقی نخواهد بود.
لینکها:
Intelligent design. این سایت همینطور شامل مقالاتی بر علیه این نظریه هست.
Irreducible complexity
اشکال تئوری طرح هدفمند
January 28, 2004
طرز ساختن آيکون کوچک برای وب سايت
اکثر سايتهای حرفه ای يک آيکون کوچک معروف به favicon دارند که در کنار آدرس آنها درصفحه اصلی مرورگر و در ليست صفحه بوک مارک (bookmark) یا favorites ظاهر می شود. راه درست کردن و اضافه کردن اين آيکون به سايت خيلی ساده است:
1- اول یک تصوير گرافيکی را با نرم افزار دلخواه خودتان با وضوح 16x16 پيکسل درست کنيد و آنرا ذخیره کنید. بهتر است ابتدا با وضوح 32x32 تصویر را درست کنید بعد آنرا کوچک کنید.
2- مرحله بعدی تبدیل این فايل از فرمت گرافیکی به فرمت آیکون و ذخیره کردن آن بنام favicon.ico است. از نرم افزارهای مختلفی می شود برای اینکار استفاده کرد. يک نرم افزار مجانی که فايلهای گرافیکی با فرمت png را می تواند به فرمت آيکون تبدیل کند png2ico است. البته این نرم افزارخودش اینترفیس گرافیکی ندارد ولی می توانید اینترفیس گرافیکی آنرا از اینجا دانلود کنید.
3- فایل favicon.ico ایجاد شده را به شاخه اصلی سرور وب سایتتان منتقل کنيد.
4- کد زیر را به کد HTML صفحه اصلی وب سایتتان اضافه کنيد:
از این به بعد اگر بازدید کننده ای وب سایت شما را bookmark کند، اینترنت اکسپلورر (IE) کد بالا را اجرا می کند و دفعه بعد که مرورگر باز شود آيکون شما در کنار آدرس وب سایتتان ظاهر خواهد شد. برای مثال، اگر آدرس اين وبلاگ را در صفحه Favorites مرورگر خود ذخيره کنيد، آيکون موقتی اين وبلاگ که يک آدمک کوچک است را خواهيد دید (بعد از باز کردن صفحه جدید مرورگر).
January 24, 2004
اسپيريت ديوانه شده!
بنظر می رسد که مريخ نورد اسپيريت (Spirit) طغيان کرده و ديگر به حرف صاحبش گوش نمی دهد! ديروز که در آخرين تماس با سفينه به او دستور داده بودند تا به خواب برود، نه تنها اين کار را نکرد بلکه شروع کرده به ارسال يکسری اطلاعات در مورد سيستمهای خودش و تمام طول شب (مريخ) را هم بدون اجازه بيدار بوده است! دانشمندان ناسا ظاهراً بدجوری گيج شده اند که چطور سفينه ای که تا حالا بدون هيچ مشکلی در 20 روز گذشته کار کرده است، يک دفعه اينطوری شروع کرده به مسخره بازی.
ديشب CNN يک برنامه کوتاه از اسپيريت نشان داد که به قول خودش اولين تجربه پخش تصاوير سه بعدی از تلويزيون معمولی بود. برای ديدن اين تصاوير هم بايد از عينک سه بعدی استفاده می شد (از آنهایی که یک چشم قرمز و یک چشم آبی هست). البته تصاويری که پخش کرد عمدتاً در خود سایت ناسا هم وجود داشتند بجز چند تا از آنها. کلاً با تلويزيون معمولی نمی شود تصاوير سه بعدی را خیلی خوب دید چون وضوح تصویر به اندازه مانيتور نیست. البته با تلويزيونهای وضوح بالا (HDTV) که الآن خيلی از کانالها هم برنامه هاشان را با آن فرمت پخش می کنند مسلماً تصاوير سه بعدی خيلی بهتر ديده می شوند. درست کردن اين عينکهای سه بعدی خيلی ساده است. با دو تکه طلق قرمز و آبی ميشه خيلی ساده آنرا درست کرد. نکته مهم اينه که فیلتر قرمز برای چشم چپ و فيلتر آبی برای چشم سمت راست استفاده بشود. هر چقدر هم قرمز و آبی ایده آل تر و شفافتر باشند نتیجه بهتر خواهد بود. یک راهنمای درست کردن عینک سه بعدی در این سایت وجود دارد. بعد از درست کردن این عینک هم می توانید این تصویرسه بعدی از اسپیریت را ببینید که خیلی جالب است.
سفینه دوقلوی اسپیریت یعنی آپورتونیتی (Opportunity) هم یکشنبه ساعت 5 صبح بوقت گرینویچ فرود خواهد آمد و تلویزیون ناسا هم آنرا پخش می کند.
I think this is a heck of a flaw in the design of operating system! One of the mission managers (Firouz Naderi) said in an interview that the software is designed in such a way that if any part of the hardware in its priority list fails to respond during the boot up process, the computer will automatically interpret it as a failure and starts resetting itself. What kind of stupid software does that? It is like programming it to kill itself. Maybe they have put Windows on the Mars rover to make it compatible with their PCs on Earth!
January 22, 2004
برگ درختان سبز در نظر هوشيار ...

همين امروز خواندم که بر اساس تحقيقات جديد بر روی گياهان معلوم شده که گياهان، همانند يک کامپيوتر، محاسبات سريعی را برای انجام اعمال حياتی خود از طريق باز و بسته کردن منافذ فوق العاده ريز روی برگهای خود بمنظور تنظيم ميزان ورود و خروج گاز دیاکسيدکربن و بخار آب انجام میدهند. اين اعمال بطرز شگفتانگيزی به آلگوريتمهای محاسباتی گسترده (Distributed Computation) شباهت دارد.
January 19, 2004
دايره

ابتدا و انتهای اين دايره کجاست؟
جواب دادن به اين سوال غير ممکن است چون اساساً سوال يک سوال غير موجه است. ابتدا و انتها برای دايره معنی ندارد که بخواهيم آنها را پيدا کنيم. هينطور است موضوع ابتدا و انتهای جهان. زمان چه موقعی آغاز شد؟ انتهای دنيا کجاست؟ اگر خدايي وجود داشته باشد، چه کسی او را آفريده است؟ اينها سوالاتی هستند که اساساً مثل سوال بالا غير موجه اند.
تکميل: يک سوالی مطرح شده به اينصورت که "بالاخره اين دايره را موقعی که میخواستيم رسم کنيم از يک جايی شروع کردهايم و بنابراين بايد آغاز داشته باشد". اين سوال در واقع سوال اول را که در مورد مکان ابتدا و انتهای دايره حاضر بود به سوالی در باره زمان آن تغيير داده است. اين نحوه برخورد و تحليل ناشی از خصوصيت مغز ما در تعميم دادن برداشتهای حسی ناشی از تجربيات روزانه در يک جهان چهاربعدی (3 بعد فضا و يک بعد زمان) به تمام پديدههايی است که با آنها برخورد میکنيم. چون ما هميشه برای هر چيزی يک شروع و پايانی را تجربه میکنيم و يا بعبارتی ظرف زمانی و مکانی برای هر پديدهای در نظر میگيريم، خواه ناخواه اين را به همه چيز تعميم میدهيم در صورتيکه اين امری غلط است. يک مثال واضح از محدوديت حواس ما برای درک تجربی و حسی از همه پديدههای موجود در طبيعت منجمله مفهوم فضا و زمان در نظريه نسبيت عام اينشتين نهفته است. بر اساس اين نظريه فضا در نزديکی اجرام دارای انحنا است ولی ما اين انحنا را نمیتوانيم بصورت حسی درک و لمس کنيم بلکه فقط اثرات آنرا میبينيم. يا اين مطلب که جهان بر روی خودش بسته است به اين معنی که اگر از يک نقطه شروع کنيم بعد از حدود 15 ميليارد سال نوری دوباره به نقطه اول بر میگرديم. فيزيکدانها از مثال حرکت يک مورچه بر روی يک کره سه بعدی برای توضيح اين پديده استفاده میکنند ولی ما هيچوقت نمیتوانيم آنرا بصورت يک تجربه حسی برای جهان چهار بعدی درک کنيم. تنها ابزار قابل استفاده برای درک اين پديدهها رياضيات است که چنين محدوديتهايی ندارد.
January 16, 2004
تلسکوپ فضايی جديد ناسا
جديدترين تلسکوپ فضايی ناسا بنام اسپيتزر (Spitzer) کار خود را از پائيز آغاز کرده است و تصاوير فوق العاده دقيقی در طيف مادون قرمز از کهکشانها و اجرام سماوی گرفته است. اهميت اين تلسکوپ در اين است که بدليل استفاده از طيف مادون قرمز میتواند از مناطقی از فضا تصوير برداری کند که از دید تلسکوپهای معمولی در نور مرئی بدلیل وجود گرد و غبارهای کيهانی پنهان هستند.
جديدترين و در نوع خود منحصر بفردترين تکنيکی که در اين تلسکوپ بکار رفته است، استفاده از مدار دنباله رو زمين (Earth-trailing solar orbit)است به اين معنی که اين تلسکوپ عملاً بجای آنکه حول کره زمين بگردد (مانند بقيه ماهوارهها) حول خورشيد و در همان مداری که کره زمين قرار دارد میگردد. اين امر باعث میشود که بتوان هميشه يک طرف از تلسکوپ را در جهت مخالف خورشيد قرار داد که به نوع خود باعث پايداری درجه حرارت تا صفر مطلق (منفی 273 سانتی گراد) خواهد شد (با کمک خنک کننده های اضافی و يک سپر محافظتی خورشيدی که در شکل هم ديده میشود). اين دمای پائين از ملزومات تصوير برداری دقيق در طيف مادون قرمز است.
January 10, 2004
ميشل استروگف

سريال ميشل استروگف يک سريال خيلی محبوب بود که درست قبل از انقلاب پخشش شروع شد و حتی تا چند وقت بعد از انقلاب هم ادامه يافت (تا اينکه با هزار ضرب و زور و سانسور سر وتهش را به هم آوردند و نصفه نيمه تمامش کردند). من هم در همان موقع به اقتضای سنم از طرفدارهای پروپا قرص اين سريال بودم چون کلاً از همه داستانهای ژول ورن خوشم می آيد. تا حالا چند نسخه مختلف از اين داستان ژول ورن را بصورت فيلم و سريال درست کرده اند ولی اين نسخه که در ايران نشان داده شد و ياد و خاطره آن هنوز در بين خيلی از مردم زنده هست، محصول فرانسه بود و هنرپيشه اصلی آن هم که نقش ميشل استروگف را بازی می کرد اسمش ژان پير دکورت (Jean-Pierre Decourt) است.
يکی از شاهکارهای اين سريال بنظر من موسيقی متن آن بود که ساخته آهنگساز معروف فرانسوی ولاديمير کازما (Vladimir Cosma) هست. مدتها بود که دنبال اين آهنگ می گشتم تا اينکه بالاخره چند وقت پيش اصل آنرا پيدا کردم. شنيدن آنرا صد درصد توصيه می کنم. اگر سريال را قبلاً ديده باشيد که با شنيدن آهنگ يک حال اصولی مي کنيد و خاطره آن براتون زنده می شود و اگر هم آن سريال را نديده باشيد بعد از شنيدن آهنگش احتمالاً ازش خوشتون می آيد و می رويد از آنهايي که آنرا ديده اند درباره اش می پرسيد!
اين نسخه ای را که اينجا گذاشتم پهنای باند 32k است که کيفيت معمولی دارد.
January 08, 2004
سيمولاتور منظومه شمسی
سايت ناسا يک سيمولاتور منظومه شمسی (Solar system simulator) دارد که خيلی جالب است و به کمک آن میشود اجرام سماوی مختلف در منظومه شمسی را از ديد ناظرين مختلف واقع بر هر کدام از اين اجرام و همينطور سفينه های اکتشافی که در حال حاضر در منظومه شمسی هستند مشاهده کرد. مثلاً اين تصوير خورشيد را از ديد يک ناظر واقع بر سطح قمر اروپا (Europa) مشتری نشان می دهد (سیاره تیر نیز بصورت یک نقطه در تصویر دیده می شود).
تصاویر خورشيد از ديد ناظرین واقع بر هر کدام از سيارات هم خيلی جالب هستند و تاثير فاصله خيلی زياد (ويا خيلی نزديک) به خورشد را دقیقاً می شود دید. در این سیمولاتور، طبيعی ترین زاویه دید که شبیه دید انسان باشد زاویه 5 درجه است.
January 06, 2004
طبقه بندی اطلاعات و مشکل آرشيو
یکی از مشکلات وبلاگها اینست که مطالب خیلی سریع روی هم انباشته میشوند و بعد از مدت کوتاهی از نظر خارج میشوند. اگر چه مطالب قبلی در آرشیو ذخیره می شوند ولی عملاً آرشیوهای زمانی چیز بدردبخوری نیستند و کمتر مراجعه کننده ای حوصله دارد تمام آرشیو را بازدید کند.
وجود آرشیوهای موضوعی (که در مووبل تایپ هم وجود دارد) تا حدودی به رفع این مشکل کمک میکند ولی باز کاملاً آنرا حل نمیکند. بعد از مدتی این آرشیوها هم مثل آرشیوهای زمانی مملو از مطلب میشوند و باز کسی حوصله خواندن آنها را پیدا نمیکند. بعلاوه این امکان هم وجود ندارد تا از بین مطالب نوشته شده قبلی یک موضوع جدید بوجود آورید. مثلا اگر شما بخواهید یک فهرست جدید از موضوعاتی که قبلاً فقط درباره سیاره مریخ نوشته اید بوجود آورید امکانپذیر نیست (حداقل من نمی دانم چطور).
در حال حاضر مساله مدیریت اطلاعات و طبقه بندی آنها بصورت دینامیک یکی از بحثهای داغ است. یکی از نرم افزارهایی که برای این منظور طراحی شده و ظاهراً خیلی هم قوی است و برای وبلاگها هم میتواند استفاده شود Tinderbox نام دارد. این نرم افزار یک موتور جستجوی هوشمند دارد که کل مطالب وبلاگ را مرور میکند و اتوماتیک آنها را دسته بندی میکند و بصورت تصویری آنها را نشان میدهد. باید نصب کنم ببینم چطور است. فقط برای امتحان کردن مجانی است و بعد از آن بايد پول داد. مطمئن هستم رقیبهای دیگری هم پیدا خواهد کرد که کاملاً مجانی باشند.
January 04, 2004
مريخ نورد اسپيريت (Spirit) فرود آمد

همین الآن تلویزیون ناسا بطور مستقیم مراحل مختلف فرود اسپیریت را پخش کرد. فرود آوردن یک چنین سفینه ای با اینهمه پیچیدگی واقعاً کار فوق العاده ای است. با گوش دادن به مکالمات اطاق فرمان و حجم عظیم اطلاعاتی که بین زمین و سفینه رد و بدل میشود آدم تا اندازه ای به ابعاد این شاهکار پی میبرد. وقتی گوینده داشت میگفت که 2 دقیقه مانده تا ورود سفینه به اتمسفر مریخ هم خنده ام گرفت و هم گریه. خنده (حیرت) بخاطر دیدن اینهمه اختلاف بین دانش انسانهایی که بر روی کره زمین زندگی میکنند و گریه (شوق) بخاطر اینکه بالاخره انسانها توانسته اند اینچنین کارهای عظیمی را در جهت شناخت خلقت انجام دهند. یک حس عجیبی است. مثل اینکه احساس میکنی میلیاردها سال تکامل دارد نتیجه خودش را به صورت بوجود آوردن موجوداتی که توانایی شناخت و اکتشاف این طبیعت را دارند علنی میکند. این قبیل سفرهای فضایی 200 سال دیگر آنقدر عادی میشوند که مثل ماشین سواری خودمان خواهند بود ولی بهر حال الآن با دانش و تکنولوژی فعلی باز خودش دستاوردی قابل تقدیر است (حتی اگر خیلی از آنها هم مثل سفینه مریخ نورد اروپا ناکام باشند).
تکميل: از ديشب تا حالا سفينه اسپيريت چندين تصويرسياه سفيد اوليه ارسال کرده است که در سايت MER موجود هستند. يک برنامه مستند خيلی جالب در مورد مراحل ساخت اين سفينه (و سفينه دوقلوی آن يعنی آپورتونيتی -Opportunity- که سه هفته ديگر به مريخ ميرسد) در کانال PBS امشب پخش شد و مجددا سه شنبه تکرار ميشود (برای کانادا و آمريکا) که اکثر مطالب آن در خود سايت NOVA به صورت فيلم و مالتی مديا موجود است. نکات جالبی در اين برنامه مطرح شدند. منجمله اینکه زاویه ورود به اتمسفر مریخ برای اين سفينه آنقدر کوچک بوده که ميتوان آنرا معادل نخ کردن يک سوزن از فاصله 100 متری دانست. يا اينکه درست سه روز قبل از اينکه اسپیریت را سوار موشک کنند فهمیدند که یکی از بوردهای الکترونیک آن خراب است و مجبور شدند کل مجموعه را باز کنند و دوباره از اول سوار کنند که این وسط کلی اشکال ديگر هم پیش آمد! بيچاره مسوول پروژه اش داشت دیوانه میشد. در ضمن بخاطر موقعیت منحصر بفرد نزدیکی مریخ به زمین در تابستان گذشته تنها یک ماه پنجره زمانی برای پرتاب موشک حامل این دو سفینه وجود داشته است.
يک مطلب ديگر هم که ميخواستم بگويم اين هست که لطفاً اسامی خاص مثل همین اسم سفینه "اسپیریت" را در متنهایی که مینویسید ترجمه نکنید. اینها اگرچه معنی دارند ولی نباید ترجمه شان کرد به "روح" و غیره. وقتی وزیر خارجه انگلیس که اسمش جک استرا (Jack Straw) هست مي آید ایران مگه کسی میگوید که آقای "نی" آمد ایران؟! این اسامی را وقتی ترجمه کنیم از استانداردی که همه آنرا می فهمند خارج می شود.
January 03, 2004
مفهوم عدالت و مشيت خداوند
بعد از گذشت يک هفته از زلزله مرگبار بم، هنوز نوشتن در مورد مطالب جديد برايم مشکل است. بهمين دليل الآن تصميم گرفتم در مورد يک موضوعی بنويسم که به نوعی به زلزله هم مربوط میشود و اين روزها هم خيلي ها آنرا مطرح ميکنند. اکثراً ميگويند اين چه عدالتی است که اين همه انسان مظلوم که با کمترين امکانات زندگی ميکردند يکدفعه مردند. پس عدل خداوند کجاست؟ شبيه اين قبيل سوالات در موارد ديگر هم برای خيلی از ما پيش آمده. مثلاً وقتی آن خانواده روستايي را می بينی که حتی خرج مداوای یک بیماری ساده بچه خود را ندارد و در مقابل، يک خانواده متمول شهری برای بچه های خود معلم خصوصی آموزش پيانو مي گيرد از خود می پرسی اين چه عدالتی است؟ بر اساس کدام عدالت یکصد هزار انسان ساکن هیروشیما در یک لحظه تبدیل به خاکستر شدند؟ و بسیاری مثالهای دیگر.
خیلی از کسانی که بعضاً با یک نگاه سنتی به مسائل برخورد میکنند در جواب این سوالات می گویند که اینها همه مشیت الهی است و ما باید تسلیم آن باشیم. خداوند نقشه هایی می ریزد که ما از فهم آن عاجز هستیم. پس در تمام این وقایعی که ما به ظاهر فکر میکنیم یک جایی بی عدالتی شده است، حکمتی موجود است که متناسب با نقشه های خداوند است. من در مطلب قبلی که نوشتم تا حدی به اشکالی که در این دیدگاه هست اشاره کردم. مهمترین اشکال این طرز فکر اگر بخواهیم آنرا به همه چیز تعمیم بدهیم اینست که گذشت زمان بر علیه آن عملکرده است. ما در طول زمان با پیشرفت علوم و دانش دیده ایم که چطور انسانها توانسته اند نیروهای طبیعت را بهتر و بهتر مهار کنند و مانع از تلفات انسانی در بلایای مختلف شوند. اگر انسانی در 500 سال پیش کزازميگرفت میمرد ولی همین انسان در حال حاضر با یک واکسن ساده زنده می ماند. یِا همین مثال زلزله یا پیش بینی هواشناسی و طوفانهای سهمگین که جان عده زیادی را نجات می دهد. حتی بوجود آمدن نهادهای مختلف مثل آموزش و پرورش، تامین اجتماعی، بیمه، راه و ترابری و ... همگی دستاوردهای تمدن بشری هستند که به نوعی به انسانها کمک کرده اند تا زندگی بهتری داشته باشند و اختلافات انسانها را از نظر داشتن شرایط نسبتاً مساوی برای رسیدن به آینده بهتر تا حدودی تامین کنند. مثال بارز این دستاوردها در کشورهای پیشرفته بخوبی دیده میشود. مثلاً امروزه درکشوری مثل کانادا آن مثال بچه روستایی که پدر و مادرش توان پرداخت هزینه مداوای او را ندارند نمی بینید. بچه آن روستایی هم همان امکانات درمانی را دارد که بچه یک سناتور کانادایی دارد. هر دو هم در مدرسه کلاس موسیقی دارند و میتوانند پیانو بنوازند. پس بحث مشیت خداوند نمی تواند به این سادگی دلیلی بر رنجها و عذابهایی باشد که بر سر انسانها می آید. جوابی که به نظرم میرسد به اینصورت هست:
مفهوم کلمه عدالت (در مقابل ظلم) بطورکلی یعنی "قرار گرفتن هر چیز در جای صحیح خودش". حال مساله اینست که چه کسی می خواهد "صحیح" یا غیر صحیح بودن یک چیزی را تعیین کند. چیزی که به نظر یک نفر صحیح بنظر بیاید (و در نتیجه عدل) در نظر دیگری ممکن است غلط (و در نتیجه ظلم) باشد. جواب اینست که ما در تمام قضاوتهایمان از یک مرجعی استفاده میکنیم. مثلاً اگر هوای جایی گرم باشد آن گرما را با سرمای یک محل دیگر مقایسه میکنیم و به اختلاف آنها پی میبریم و میگوییم که هوای فلان محل متبوعتر از آن محل دوم است. یا مثلا اگر همیشه فقط نون و پنیر خورده باشیم هیچوقت نمیتوانیم مزه آنرا با چلوکباب مقایسه کنیم و بگوییم چلوکباب بهتر است تا زمانیکه هر دو را بخوریم و بعد قضاوت کنیم! تمام وقایعی که در این جهان اتفاق می افتند هم از همین قبیل هستند. در مقیاسهای کوچک زندگی روزمره ما هم از تعاریف نسبی برای تنظیم عملکردهای اجتماعی بین خودمان مبتنی برمفاهیم عدل و ظلم استفاده میکنیم و بخوبی هم جواب میدهد. اما زمانی که همین تعبیر و مقایسه را در باره مفهومی مثل عدل و ظلم در مقیاس بزرگ جهانی تعمیم دهیم دچار مشکل میشویم.
بطور کلی ما تنها زمانی میتوانیم در مقام چنین برداشتی بر آئیم که جهان دیگری هم وجود داشت که در آن قوانین عیناً مثل جهان ما بود ولی عملکردهای مشابه ساکنین آن جهان نتایج متفاوتی با نتایج جهان ما می داد. برای اینکه این مطلب واضحتر شود یک مثال میزنم. آیا وقتی در طبیعت یک شیر یک آهو را میخورد عدل است یا ظلم؟ مسلماً هیچ کس نمیگوید که این ظلم است. ممکن است که این تصویر برای یک انسان ناراحت کننده باشد ولی بهر حال طبیعی جلوه میکند. توجیه آن هم اینست که آن آهو احتمالاً ضعیف بوده و نمیتوانسته خوب فرار کند پس طعمه آن شیر شد. اگر دنیای دیگری وجود داشت که در آن هيچ آهویی بوسیله شیرها خورده نمیشدند آنموقع میشد گفت که به آن آهوی مثال ما ظلم شده بود. ممکن است کسی بگوید که در مقیاس انسانی چرا مثلاً زندگی انسانهای مختلف را با هم مقایسه نکنیم؟ یکی ضعیف است، فقیر است، گشنه میخوابد و یکی دیگه قوی است، پولدار است، و شکم سیر می خوابد. جواب من اینست که اگر منظور اثبات عدل یا ظلم در مقیاس جهانی و در سطح خداوند باشد، این دو را نمی شود با هم مقایسه کرد چون هر دو متعلق به یک سیستم (کره زمین) هستند. تفاوتهایی که این دو با هم دارند بیانگر ظلم خداوند نیست بلکه تنها نشاندهنده "تفاوت" آنهاست. همین و بس. تمام اتفاقاتی که برای ما می افتند، چه خوشحال کننده و چه ناراحت کننده، بنا به دلایلی هستند که بعضی از آنها مستقیماً مربوط به خود ما میشوند و بعضی دیگر مربوط به دیگرانسانها و محل و زمانی که در آن زندگی میکنیم. اگر من الآن سرطان بگیرم میمیرم ولی ممکن است اگر 100 سال دیگر بدنیا می آمدم بخاطر سرطان نمی مردم. حالا نمیتوانم اینرا به عدل و یا ظلم نسبت بدهم. بقیه مسائل هم همینطور هستند. تنها کاری که هر کدام از ما میتوانیم به شخصه انجام دهیم اینست که در آن بخش از زندگی که مستقیماً تحت تاثیر عملکرد خودمان است، زندگی خود را تا آنجاییکه میتوانیم بیشتر و بهتر منطبق بر قوانین حاکم بر خلقت و طبیعت بکنیم. در واقع مفهوم توکل به خداوند نیز بنظر من همین است. یعنی اینکه من تمام سعی و تلاش قانونی خودم را در حل مشکلات پیش روی خودم بکنم و در انتها تاثیرات زمانی و مکانی و دیگر انسانها بر حل این مشکلات که در دست من نیستند را بر عهده او بگذارم. حال اگر نتیجه نهایی مطابق میل و سلیقه من نبود، باز هم راضی باشم (مفهوم راضی به رضای خدا) چون اساساً آیا مگر کار دیگری هم میتوانم بکنم؟ اگر بخواهم شکایت بکنم باید از چه کسی شکایت کنم؟ از این دنیا شکایت کنم در محضر همین دنیا؟ با این دیدگاه، مفهوم مشیت الهی هم بخوبی روشن میشود. یعنی ایندو در تضاد با هم نیستند. مشیت و خواست خداوند هم در قالب قوانینی مشخص میشود که بر همه امور زندگی ما تاثیر میگذارند. مثلا مشیت الهی برای قوم و ملتی که از قوانین حاکم بر طبیعت بیخبر باشند چیزی جز بدبختی و نابودی نخواهد بود. در مقابل، خواست و مشیت خداوند برای ملتی که به قوانین او (قوانین خلقت) احترام میگذارند (با فهم بهتر و اجرای آنها) پیشرفت و ترقی و رفاه بیشتر خواهد بود.
این مطلب با مفهوم عدالت اجتماعی که خود جز کوچکتری از این مفهوم بزرگتر است و همینطور تربیتهای دینی هم در ارتباط است که بعداً در باره اش مینویسم.



