خیلی جالب است که دانشجویان فوق لیسانس و دکترا درکشورهای غربی بسته به اینکه مدرک لیسانس و دیپلم خود را از آمریکای شمالی (آمریکاوکانادا) یا ایران و یا چین گرفته باشند شیوه های متفاوتی برای تحقیق و مطالعه دارند.
دانشجوی یکی از این گروهها برای تحقیق روی یک موضوعی اول یک مقاله پیدا میکند. بعد آنرا در عرض نیم ساعت مطالعه می کند و می گذارد کنار و می نشیند نظرات و ایده های خودش را می نویسد حتی اگر هنوز اطلاعات کافی در باره آن موضوع نداشته باشد.
یک دانشجوی دیگر یک مقاله پیدا میکند و بیست بار آنرا میخواند (و احتمالاً به نویسنده مقاله هم e-mail می زند و ازش می پرسد چکار کرده) و بعد از 2 ماه می نشیند و همان کارهایی که آن مقاله کرده را دوباره انجام می دهد (احتمالاً با کمی تغییر!).
اما دانشجوی گروه سوم یک مقاله پیدا می کند و شروع می کند به خواندن. سر پاراگراف اول که رسید به یک مرجع (reference) بلند میشه میره کتابخانه آنرا پیدا میکنه و از آن یک کپی میگیرد. بعد مرجع دوم را پیدا میکند و بعد سوم و .... همه این کارها رو که کرد و مقاله را خواند میره سراغ مقاله هایی که پیدا کرده بود و شروع میکنه آنها را هم به همین ترتیب خواندن و مراجع هر کدام را پیدا کردن و کپی کردن. آخر سر بعد از چند روز او 100 تا مقاله رو دستشه و کاملاً از موضوع اصلی که می خواسته تحقیق کنه دور شده و یادش رفته که توی مقاله اولی چی نوشته شده بود!
اینکه ملیت هر کدام از این دانشجوها چی هست را خودتان حدس بزنید.